جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
795
تحفة الملوك ( فارسى )
يهون العطب » « 1 » ، يعنى اجتناب بده خود را از غيرت نمودن در غير موضع غيرت ، به جهت آنكه غيرت نمودن در غير موقع و از روى تدقيق و مظنه ، مىكشاند صحيح و خوب زنان را به سقم و بدى ، و لكن محكم بنما امر زنان را ، پس اگر آنكه ديدى عيبى را ، پس تعجيل بنما انكار نمودن را بر كوچك و بزرگ آنها به اينطور كه عتاب بنمايى بر بىتقصير آنها ، پس بزرگ بنمايد گناه و تقصير ، و سهل و سست بشود هلاكت و تصديع و تعب تو . و بايد ايضا كه پيوسته زن را به شغل خانه و تكفل خانه و تكفل مهمات منزل و نظر نمودن در مصالح آن و قيام نمودن به آنچه مقتضى نظام معيشت است مشغول دارد و او را بىشغل نگذارد و امور خانه را در حال حضور و در حال غياب و در حال صحت و قدرت و در حال سقم و عجز و در جميع حالات خود به او مفوض دارد تا آنكه زن به سبب تعطيل و بىشغلى ، كه نفس انسانى مجبل بر غير آن است و صبر بر آن نمىنمايد ، همت و فكر و خاطر خود را بر غير شوهر و بر خلاف تدبير و مصلحت منزل مصروف ندارد و به آرايش و تبرج و بيرون رفتن از خانه و تفرج ، ميل و عادت نكند و هيبت و وقار شوهر در نزد او بر طرف نشود و غير شوهر در نظر او جلوه نكند و سبب اختلال معيشت و زوال مروت و حدوث رسوايى و فضيحت و هلاكت و شقاوت مرد در دنيا و آخرت نگردد . و اين ايضا از جملهء اعظم آداب زندارى است . و لكن بايد كه به او نفهماند كه مقصود از او خانهدارى و تكفل امور معيشت است ، بلكه در خاطر آنچنين قرار دهد كه مقصود از او تعيش و تلذذ است و تفويض نمودن امور خانه را به او از باب شفقت و نگاه داشتن عزّت او است . و در واقع و نفس الامر ايضا تفويض به او ننمايد و او را مطلق العنان و به نحوى كه هر قسم از تدبير و تصرف كه بخواهد بنمايد نگرداند ، بلكه در حقيقت ، خود مدبر و متصرف باشد و او را آلت كار قرار بدهد . و بايد ايضا اگر به فرط و شدت محبت داشتن با زن مبتلا شود هرآينه محبت خود را از او پوشيده دارد و او را واقف بر محبت و تعشق خود نسازد و الا
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 74 ، ص 214 .